محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
143
اكسير اعظم ( فارسى )
به غايت آزموده است و نهادن پارچه به گلاب و روغن گل هر يك دو جزو سركه يك جزو تر كرده بر سر نيز مجرب است . و اگر حاجت تبريد دماغ زياده بود آب بقول و اوراق بارده آميزند . و ضماد برگ عليق بر سر به قول شيخ در صفراوى نفع كثير دارد و در مسكن مريض و قريب او مشمومات بارده مثل نيلوفر و بنفشه و گل سرخ و كافور و غيره نهند و سعوط مغز تخم كدو شيرين مغز تخم تربوز سوده قدرى روغن گل آميخته نيز مفيد . و ايضا شير زنان سعوط كردن و بر سر دوشيدن . و اگر ميسر نشود شير بز بر سر ريختن و روغن كدو و نيلوفر بر سر ماليدن و از آب كاهو آب گشنيز تازه آب خيار قدرى سركه آميخته و يا از صندل سوده و آب كاسنى سبز و آب تربز اندكى كافور آميخته در شيشه كرده لخلخه ساختن و از آب برگ كاهو و صندل سفيد و كافور سعوط كردن و از گل خير و گل نيلوفر تراشه كدو هر واحد نيم پاو سبوس جو سه مشت جوشانيده نيم گرم پاشويه نمودن مفيد است . و ايضا به قول شيخ در ابتدا رادعات صرف استعمال كنند مگر آنكه ورم عظيم باشد كه در آن عروق خارج سر ورم كند پس در اين صورت ابتدا به چيزى كه در آن قدرى ارخا بود براى تسكين وجع واجب است بعد نطولات مبرده غير قابض كه در آن اندكى بابونه داخل كرده باشند استعمال نمايند . و به هر وجه جذب مواد به سوى اسفل نمايند از دلك قدمين و غمز آنها و بستن رانها از بيخ تا قدم و گذاشتن پاها در آب گرم و ريختن او بر آن خصوصا در حال هبوط حمى و قبل اشتداد آن و ماليدن قدمين به سنگ پا و يا بكيسه حمامى و يا بخرقه خشن بايد . و اگر در آب گرم بعض حشايش بارده مانند بنفشه و خطمى و خبازى و سبوس گندم و اندكى نمك طعام باشد بهتر است پس بگشايند قدمين را و محجمه بر ساقين و تحت قدمين گذارند بدون شرط . و اگر به مسهل حاجت اقتد روز هشتم مسهل صفرا و يا به ديگر ملينات مناسبه كه در علاج امراض دماغى دموى و صفراوى و صداع دموى و صفراوى گذشت تنقيه نمايند . و اگر استعمال حقنه ممكن باشد بهتر او مسهل است به اجزاى مسهل صفرا به عمل آرند يا شياف ترنجبين معمولى به عمل آرند ليكن استعمال حقنه و شافه بعد هبوط تپ و قبل اشتداد آن كنند . و اگر بيخوابى مفرط عارض گردد تخم كاهو به اندك پوست خشخاش و يا با كافور و افيون و اندكى زعفران و يا بدون آن بر سر ضماد نمايند و شير دختران بر سر دوشند و سعوط افيون به قدر يك سرخ به گلاب حل كرده درآوردن خواب مجرب است . اما در حالت ضعف قوت استعمال افيون و ديگر مخدرات مهلك است بلكه مثل شربت خشخاش استعمال نمايند و پاشويه بارد به عمل آرند و كاهو بر سر او ضماد نمايند و تخم خشخاش در ماء الشعير بنوشانند و نطولات منوم كه در آن كاهو و پوست خشخاش و تراشه كدو و بنفشه و نيلوفر و جو مقشر و گل سرخ و غيره باشد به كار برند . و اگر به سبب ذهول طبيعت و تصاعد ابخره سبات قوى لاحق گردد و نشانههاى بحران ظاهر نباشد بهر نحو او را بيدار دارند و دست و پاى او را به سختى مالند و موى سر او را همىكشند كه بواسطه سبات حرارت غريزى فرو رفته افسرده نگردد و باعث هلاكت نشود . و هر گاه مرض به انحطاط افتد و هذيان و اختلاط عقل هنوز به حال خود باشد در حالت ضعف قوت شير زنان و در صورت بقاى قوت شير بز بر سر دوشند و بعد از ساعتى سر را بنطول معتدل كه در آن اصل السوس و بنفشه و بابونه داخل بود مع ديگر مبردات بشويند و شير باز دوشند و باز به دستور نطول نمايند به همين طريق چند روز و غذا ماء الشعير دهند و گاهى تلطيف غذا ميكنند حتى كه يك دوره در سكنجبين اقتصار مىنمايند . و در انحطاط مرض به تدريج در غذا بيفزايند و از كدو و بقول بارده و ماش و حبوب بارده به طريق اسفيدباج سازند يا ترش بفواكه بارده كنند و در اين وقت بنان سميد در آب سرد تر كرده نفع يابند و جلاب بر برف سرد كرده دهند و باقى تدبير از علاج امراض دماغى دموى و صفراوى و صداع دموى و صفراوى حسب حاجت اخذ كنند . تعليم : [ سرسامى كه از صفراى محترقه افتد ] در سرسامى كه از صفراى محترقه افتد عنايت به ترتيب بيشتر دارند و حقنههاى مبرد مرطب حتى الامكان به عمل آرند . و تا كه علامات نضج ظاهر نشود استعمال حقنه و مسهل جايز نبود و تا ظهور نضج ماء الشعير رقيق به جلاب آميخته بنوشند و روغن بنفشه و كدو بمالند و شير زنان بر سر دوشند و باقى علاج از تدابير سرسام صفراوى اخذ كنند . تفهيم : [ انتقال سرسام حار به امراض ديگر ] گاه باشد كه سرسام حار به امراض ديگر مثل ليثرغس و شقاقلوس و دق و تشنج منتقل گردد پس هر گاه تغميض عين دوام كند و آب دهن سائل گردد و نبض بطى و لين شود و ديگر علامات ليثرغس يافته شود به علاج او نائل شوند . و اگر علامات شقاقلوس ظهور نمايد بعلاجش پردازند . و اگر غور عينين و نرمى تپ و هزال بدن و صغر و صلابت نبض و ديگر آثار دق ظاهر شود به علاج او مشغول گردند . و اگر نبض تشنجى گردد و ديگر نشان تشنج دريابند علاج تشنج نمايند . اقوال حذاق : [ مصنف اقتباس ] مصنف اقتباس مىنويسد كه در سرسام دموى روز اول رگ سر رو زنند و خون چندان گيرند كه قريب به غشى رسد و صندل مفيد تخم كاهو گشنيز خشك هر يك سه ماشه و گلاب ضماد كنند و ضماد سوار تنها به گلاب همين اثر دارد و لخلخه بارد ببويانند و پاشويه بارد كنند و شيره تخم كاسنى و بنفشه هر يك نه ماشه و تخم كاهو مقشر چهار ماشه مغز تخم كدو شيرين هفت ماشه و آلوبخارا ده دانه در گلاب و عرق كاسنى و نيلوفر هر يك پنج توله برآورده سكنجبين ساده يا مقطرى چهار توله داخل كرده بنوشانند و غذا آش جو به شربت نيلوفر و گلاب دهند يا اسفاناخ يا ترنج و روز دوم صبح رگ پيشانى زنند .